خاطرات سفر
  
 این خاطراتو ما دوتا درباره ی سفرایی مینویسیم که یه خورده imaginative  هستن
 
شهریور 1385
ش ی د س چ پ ج
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30 31
 
آرشیو

مترجم متن ۱۶ زبان مترجم متن ۱۶ زبان
سایتهای خارجی را از این پس با زبان فارسی باز کنید
ترتیل کامل قرآن
ترتیل کامل قرآن کریم
با صدای استاد شهریار پرهیزگار
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
 
یکشنبه 12 شهریور ماه سال 1385
سفر شمال۱

 

 بالاخره بعد از برنامه ریزی هایی که داشتیم، روز جمعه ساعت 12 صبح با جت شخصی مون شهر رو به مقصد شمال ترک کردیم. 3 ثانیه تو راه بودیم.خیلی خسته شده بودیم. واسه همین بعد از اینکه جتمون رو تو جت دونی پارک کردیم، بلافاصله رفتیم تو ویلا. طبق معمول دکمه ی 72 یعنی رو ابرا rest کردیم.زیاد نخوابیدیم. بعد از 2روز و نیم خوابیدن، یه سونا و جکوزی می چسپید. داشتیم تو dream های شیرین به سر می بردیم که یهو تلفن زنگ زد.

حالا کی بود و چی کار داشتو تو قسمت بعدی مون می گیم...


 
جمعه 3 شهریور ماه سال 1385

امروز ما دوتا اولین پست وبلاگمون رو می نویسیم

امیدوارم کار جالب و تازهای باشه

و خوشتون بیاد

اما امروز از اون داستانا نداریم

فعلن داریم روش کار میکنیم

وقتی آپ کردیم خبرتون میکنیم

تا بعد

منتظر باشین


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 2624


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها